|
|
|
|
|
این آخرین پست من درین وبلاگ خواهد بود.باید بروم وقت رفتن است باید خود شد خودی که با توست خودی که هیچگاه و هیچگاه به تو دروغ نخواهد گفت خودی که با خنده هایت می خندد با اشکهایت اشک میریزد و به نگاهی از تو سرمست میشود خودی که تو را به آسمان خواهد برد و دو بال تو برای پرواز خواهد شد. و گاه تو را در زمین میان انسانهای هزار چهره به گردش در می آورد تا از تکاپوی رود و ایستادگی کوه و گرمی افتاب و سرمستی بلبلان برای خود نغمه زندگی ساز کنی و بدانی که زندگی نه دیروز است و نه امروز است و نه فردا که دیروز گذشته است و امروز می گذرد و بر فردا زمانی نیست. زندگی یعنی از لذتها لذت ببر ُ رنج ها را بپذیر و با هر آنچه که باید ُ به مبارزه برخیز. و بدان که تو در آفرینش بی همتایی که مانندی چون تو نیست " خود را دریاب". "خود" برای همیشه ی توست چون تو همیشگی هستی ُ جاودان و نامیرا.
آرزوهایتان رنگ حقیقت باد
خدانگهدار رها
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت توسط رها
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت توسط رها
|
|
||
|
|
|
|
|
یادت میاد؟ از پاکی سخن گفتیم و آفتاب یک عالم حرفهای بکر و ناب پرسیدم تا کی به راستین بودن آدمها شک نکنم؟ گفتی تا زمانی که دروغهاشون رو باور نداری تا زمانی که می تونی از عمق نگاهشون مکنونات قلبیشونو بخونی تا زمانی که بدونی دروغشون شاید از سر جبر بوده تا زمانی که بتونی ببخشی خندیدم و گفتم پس همه انسانها راستینند خندیدی و گفتی راستینند و من امروز بعد از سالها به انگشتان دستم نگاه می کنم اما گاهی عدد ۱۰ زیاده برای شمارش چیزی که شاید هیچ نیست و من باز پنجره دل را رو به آسمان می گشایم شاید روزی از عمق نگاهی صداقت دریابم
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت توسط رها
|
|
||
|
|
|
|
|
برای آن کس که تاب ماندن نیست رفتن زیباترین آرزوست
به احترام دوستی که بی صدا آمد آرام جای گرفت و آهسته رفت
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت توسط رها
|
||
|
|
|
|
|
بی تاب نفس کشیدنم اما چگونه در هوایی که اکسیژن نیست؟
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت توسط رها
|
|
||
|
|
|
|
|
پیله ات را بگشا
تو به اندازه پروانه شدن
زیبایی
و دگر هیچ
یا حق
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت توسط رها
|
|
||
|
|
|
|
|
یادمان باشد اگر بر فراز دلمان پرواز نکنیم مهرورزی را فراموش خواهیم کرد و زمانی که گذشته را رها نمی کنیم خود را به آغوش سرد تکرار می سپاریم اگر نگاه مهربانی نداشته باشیم ناچاریم نهال تنهاییمان را با اشکهایمان آبیاری کنیم اگر قلبت را نگشایی اگر سکوت را به کلام مهر آمیز و سکون را به حرکت در راه عشق ترجیح دهی رویاهایت را در گذشته جا خواهی گذاشت و روا نیست که آرزوهای تو با آه و ناله و افسوس دم ساز شوند
رها شو...
یا حق
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت توسط رها
|
|
||
|
|
|
|
|
خداوندا: تو را سپاس که مرا بر دردهایم صبور ساختی
یا حق
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387ساعت توسط رها
|
|
||
|
|
|
|
|
سرمشق های آب بابا یادمان رفت رسم نوشتن با قلم ها یادمان رفت شعر خدای مهربان را حفظ کردیم اما خدای مهربان را یادمان رفت
یا حق
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت توسط رها
|
|
||
|
|
|
|
|
به دل نگير آقا شکسته بالي ما را به دل نگير آقا یا حق |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت توسط رها
|
|
||